تبليغاتX
ک آه! گل
 

  

به دریای من بریز  

ماهی  لبهات را میگویم

بی هراس غرق شدن

زیبائیت را پخش آبهایم کن

بگذار ماهی ها زیر پوستم عشق بازی کنند

جنوب تر از همه ی این حرفها ...

اصلا موج باش

موج باش و دریای مرا به هم بریز

 بریز تمام تنت را روی عرشه ام

...

روی عرشه

 خماری اش را جاشوهای خسته می کشند/تورها را

 تورهای دامنت را می گویم.

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 22:19 توسط ارسلان باقری |